بیوگرافی و زندگینامه:
سنایی حکیم ابوالمجدود بن آدم سنایی، شاعر بزرگ، عارف وعاشق در اواسط یا اوایل نیمه دوم قرن پنجم هجری قمری درغزنین چشم به جهان گشود. دوران کودکي و جواني او در غزنين گذشت و در همين شهر به تحصيل علوم و معارف زمانه پرداخت و در تمامي علوم عصر، از ادبيات گرفته تا فقه، حديث، تفسير، طب، نجوم، حکمت و کلام، به درجه والايي رسيد.

پس از آگاهی از فنون زبان و سخنوری، به عادت شاعران زمان به دربار روآورد و در دستگاه غزنویان به جرگه شاعران مداح درآمد. غزنویان با پاداش های زیادی که به اهل علم و ادب می دادند توانسته بودند تعداد زیادی از دانشمندان و شاعران و ... را در دربار خود به خدمت بگیرند. زندگی سنایی در آغاز آمیخته با آلودگیهای اهل دربار بود؛ تا این که شاعر بزرگ به جذبه حق، صید کمند عشق ، و جمال دوست،غارتگر جان و دلش گردید. سودای عشق، انگیزه پشت کردن و بریدن او از امور و اوهام دنیوی بود.
روزگار سنایی در دربار غزنویان به خوشگذرانی می گذشت ولی یک تحول روحی باعث شد تا مسیر زندگی سنایی تغییر کند.

دوران زندگی سنایی:

دوران اول، مصادف با آغاز کار شعر و شاعري اوست. او در اين دوره، در دربار سلاطين به ‏سر مي‏برد و با مداحي، نزد پادشاهان به دنبال مقام و مرتبت و زندگي‏اش غرق در خوش‏گذراني و عشرت‏طلبي بود. اين دوره، دوره تاريک زندگي سنايي است؛ زيرا مانند شاعران هم عصر خويش، تمام سعي و تلاش خود را به ساختن قصايد مدحي و اغراق‏آميز درباره سلاطين نالايق معطوف کرده بود. ولي چندي نگذشت که وارد دوره دوم زندگي شده، از اين روش زندگي بيزاري جُست و به عالم معنا روي آورد. در اين دوره که دوره روشن و بيداري زندگي سنايي است، او مداحي پادشاهان و بزرگان عصر را کنار نهاد و زهد و عبادت در پيش گرفت. در اين راه کار او به حايي رسيد که حتي وقتي سلطان وقت، بهرام‏شاه خواست خواهر خود را به عقد او درآوَرَد، سنايي نپذيرفت و در جواب گفت:

من نه مرد زن و زر و جاهم       به خدا گر کنم و گر خواهم

ور تو تاجي دهي ز احسانم          به سر تو که تاج نستانم

 سنايي، شاعر زهد و مثل

شايد بتوان گفت که سنايي نخستين کسي است که شعر اخلاقي را بنياد نهاده و نيز اول کسي است که عرفان را به صورت وسيع وارد شعر فارسي کرده است. از اين رو، سنايي را بنيان‏گذار شعر عرفاني مي‏دانند و تمام شاعرانِ پس از او، احترام بسياري براي او قائل بودند. از جمله مولانا که با احترام از او ياد مي‏کند و در غزلي، عطّار را به منزله روح و سنايي را به منزله چشم آن روح مي‏داند و خود را پيرو اين دو شاعر بزرگ مي‏شمارد و مي‏گويد:

عطار روح بود و سنايي دو چشم او         ما از پي سنايي و عطار آمديم

سنايي، منتقد اجتماع با سلاح زهد

امتياز سنايي بر ديگر کساني که به شعر زهد و مثل پرداخته‏اند، شيوه بيان مقصود و نيز شجاعت او در انتقاد از حاکمان و نهادهاي فاسد دوره خود است. زهد ديگران، زهدي منفي و ستم‏پذير است، ولي زهدي که سنايي عرضه مي‏کند، زهدي است مثبت و بدون سازش‏کاري. سالهایی از دوره نوجوانی وی در شهرهای بلخ، سرخس  هرات و نیشابور سپری شد و احتمالاً در همان ایام راه کعبه در پیش و به زیارت حج مشرف شد.                                 
به هر صورت، شاعر شوریده بقیه عمر را در کنج خلوت و انزوای صوفیانه گذراند و به تدوین و تنظیم اشعارش پرداخت. سنایی در سال 535 ه . ق در گذشت و اکنون مقبره‏اش در غزنین، زیارتگاه خاص و عام است. نکته در خور توجه درباره آثار حکیم سنایی غزنوی آن است که برای نخستین بار گستره  کامل شعر مذهبی فارسی را می نمایاند که شامل تمامی عناصری است که در سده های پیشین به ویژگهای اصلی این نوع شعر تبدیل شده بود .

درآثار این شاعر گونه هایی مختلف از قالبها و انواع شعری را می یابیم که او در آن ها باصور خیالی خاصّ خود و در اشکالی بسیار گوناگون به بیان اندیشه های مذهبی پرداخته است که در آثار هیچ یک از شاعران پیشین دیده نمی شود گر چه سنایی نخستین شاعر مذهبی در شعرفارسی نیست ، اماّهمگان او را نو آور می شناسند او در ایجاد الگویی برای شعر تعلیمی مذهبی درقالب مثنوی و نیز در پیشبرد غزل فارسی از راه پیوند بین غزل مذهبی  و غیر مذهبی نقشی  بر جسته داشت ، بویژه ازاین جهت نامدار است.

شعرهای سنایی آکنده است از سرزنش ریا و دورویی که در نظراو یکی از موانع اصلی رشد مذهبی نفس آدمی است. سنایی خوارشماری غرور متشرّعان را آغازکرد وحافظ بیش از دو سده پس ازاو همان درونمایه هارا بازگفت:

زکریّا قزوینی در آثارالبلاد خود، براین باور است که سنایی حکیمی عارف وشاعری بود که دنیا را خوارمی شمرد، در ویرانه ها می زیست  و پا برهنه به گشت وگذار می پرداخت، این روایت بیانگر مرحله ای از تنگدستی خودخواسته ای است که شیوه زندگی سنایی برآن استوار شده بود  و بر پرهیزشاعر از تعلّقات مادّی  و دنیوی دلالت داشت، سنایی در خرابات اقامت گزیده بود مکانی که غالباً در قلندریّات شاعر از آن نام برده شده است مأوایی که در آن درویشان احساس آرامش می کردند . از این پس خرابات به یکی از عناصر اصلی تصویری در غزل پارسی تبدیل شد و همچنان به صورت یکی از مهمترین اصطلاحات رمزی صوفیانه برجای ماند. روی آوری و گرایش  به حکیم سنایی در نقل اشعار او ،درآثار همه آنانی که به این حوزه وابسته اند آشکار است.

ویژگی های اشعار

شعر سنایی، شعری توفنده و پرخاشگر است. مضامین اغلب قصاید او در نکوهش دنیا داری و دنیاداران است. او با زاهدان ریایی و حکام ستمگر که هر کدام توجیه گر کار دیگری هستند، بی پروا می ستیزد و از بیان حقیقت ترسی ندارد.

سنایی با نقد اوضاع اجتماعی روزگارش، علاوه بر بیان دردها و معضلاتی که دامن گیر زمانه شده است، نشان می دهد که شاعری اهل درد و دین است.  لبه تیز تیغ زبان او در اغلب موارد متوجه دنیا دوستان و حاکمان ظالم است. سنایی بارها با تصویر زندگی زاهدانه پیامبر و معصومین و صحابه و تأکید بر آن در قصایدش، سعی دارد جامعه آرمانی خود- که عرصه ظهور در واقعیت پیدا کرده است- را نشان دهد.
اندیشه زهد و عرفان نیز از مهمترین محورهای موضوعی در قصاید سنایی است.
نکوهش دنیا، تفکر درباره مرگ، توصیه به گسستن از آرزوهای طولانی و بی حد و حصر، تذکر به خویشتن حقیقی آدمی، از مضامین رایج قصاید اوست:

ای مسلمان خلایق حال دیگر کرده اند                  از سر بی حرمتی معروف، منکر کرده اند
شرع را یکسو نهادستند اندر خیر وشر                 قول بطلمیوس و جالینوس باور کرده اند
عالمان بی عمل از غایت حرص و امل                خویشتن را سخره اصحاب لشکر کرده اند
خون چشم بیوگان است آن که در وقت صبوح        مهتران دولت اندر جام و ساغر کرده اند....                 تا کی از دار الغروری ساختن دار السرور؟           تا کی از دارالفراری ساختن دارالقرار؟
بر در ماتم سرای دین و چندین ناز و نوش؟            در ره رعنا سرای دیو و چندان کار و بار.....
 اا استثنا کنیم، سنایی از اولین شاعران تفکر مدار تاریخ شعر فارسی است که با تزریق اندیشه عرفانی به اگر فردوسی و ناصرخصرو را استثنا کنیم  زمینه تحولی وسیع را در نگرش و شیوه فکر شاعران پس از خود به وجود می آورد و سایه سنگینش بر شعر فارسی تا چند قرن پس از او گسترده می شود.
راهی که سنایی در پیش می گیرد، فقط منحصر به یک قالب نمی ماند؛ بلکه قدرت شاعر در به کارگیری الفاظ و تسلط او بر زبان شعر، همراه با اندیشه های بدیعی که دارد، به او این امکان را می دهد تا هم در غزل و هم در مثنوی و قصیده طرحی نو درافکند در صورتی که تا پیش از او، موضوع قصیده محدود به مدح پادشاهان و وابستگان درباری و احیاناً توصیفات طبیعی همچون بهاریه ها و خزانیه ها و ..... بود و نمایندگان مشخص این نوع قصاید، شاعرانی همچون عنصری ، فرخی و منوچهری بودند.
سنایی از اولین شاعرانی بود که طرح مسائل اجتماعی و عرفانی و زهد و حکمت معنوی را در قصیده رایج کرد به طوری که هنوز بسیاری از قصاید او نمونه برتر قصاید اجتماعی، عارفانه و زاهدانه اند.
در حوزه غزل نیز سنایی پنجره اشراق و جذبه های معنوی را گشود و غزل را زبان عشق و شور عارفانه کرد. سنایی در قالب مثنوی به بیان حکمت معنوی و ستایش پیامبر صلی‌الله‌علیه ‌وآله ‌وسلم با بیانی تمثیلی پرداخت که الهام بخش بسیاری از شاعران پس از خود، همچون خاقانی و نظامی و عطار و مولوی در سرودن مثنویهای عرفانی شد.

آثار:

1- کلیات:  دیوان اشعار که شامل مدایح ، زحدیات ، قلندریات ، ترکیب بند ، ترجیع بند ، غزلیات ، رباعیات و قطعات است که ابیات آن بالغ بر 13780 بیت میباشد. 
2 ـ حدیقة‏الحقیقه و شریعة‏الطریقه: این مثنوی را الهی‏نامه نیز می‏نامند، دارای ده هزار بیت در ده باب است. و از شاه کار های مهم ادب فارسی به شمار میرود که ابواب ده گانه آن قرار ذیل است: 1) در تقدیس حضرت بار تعالی 2) در نعت نبی و آل و اصحاب او. 3) در صفت عقل.4) در فضیلت علم. 5)  در غفلت. 6) در صفت افلاک و روح. 7) در حکمت وامثال آن. 8) در عشق و محبت. 9) در احوال خویش و ترتیب کتاب . 10) مدح بهرام شاه غزنوی.

 سنایی سرایش آن را در سال 524 ه . ق شروع کرد و در سال 525 ه . ق به اتمام رساند.  
حدیقة‏الحقیقه از منظومه‏هایی است که بر بسیاری از شاعران تأثیر گذارده است. سنایی با سرودن این منظومه، باب تازه‏ای را در سرایش منظومه‏های عرفانی در تاریخ ادب و عرفان گشود. شاعران بزرگی همچون خاقانی و نظامی به ترتیب تحفةالعراقین و مخزن‏الاسرار را تحت تأثیر مستقیم این منظومه سرودند و سالها بعد، عطار و مولانا سرایش مثنویهای عرفانی را به اوج تکامل رساندند.
3 ـ سیرالعباد الی معاد:  سیر العباد، مثنویی با بیش از هفتصد بیت است که شاعر در آن به شیوه تمثیلی از خلقت آدمی و اقسام نفوس و عقل و مسائل اخلاقی سخن می‏گوید. 4ـ طریق التحقییق: این مثنوی در بیان مصارف و حقایق بر وزن مثنوی حدیقه است و عدد ابیات آن در حدود 896 بیت است  5 ـ کارنامه بلخ: این مثنوی را زمانی که در بلخ ساکن بود به نظم در آورد و دارای 497 بیت است 6 ـ عشقنامه: این مثنوی در کیفیت ارطباط بین عشق و روح و وحدت و قدم و بذر آن میباشد که درای 576 بیت است.       7 ـ عقلنامه: که عدد ابیات این مثنوی 195 بیت است و کوچکترین مثنوی ثنای به شمار میرود.             8 ـ تجربة‏العلم.

شعر سنایی، شعری توفنده و پرخاشگر است. مضامین اغلب قصاید او در نکوهش دنیاداری و دنیاداران است. او با زاهدان ریایی و حکام ستمگر که هر کدام توجیه‏گر کار دیگری هستند، بی‏پروا می‏ستیزد و از بیان حقیقت عریان که تلخ و گزنده نیز می‏باشد، ابایی ندارد.
سنایی با نقد اوضاع اجتماعی روزگارش، علاوه بر بیان دردها و معضلاتی که دامنگیر زمانه شده است، نشان می‏‏دهد که شاعری اهل درد و دین است؛ آن هم در زمانه‏ای که سروران راستین شریعت در آن جایی ندارند و اهل فسق و تظاهر بر سریر قدرت تکیه زده‏اند؛ پادشاهان زورمدار به داد دادخواهان ضعیف نمی‏رسند و بلکه به بیداد می‏کوشند. تفکر شبه یونانی بر تفکر شرعی و وحیانی غلبه کرده است؛ در صوفیان، صفایی نیست؛ مجالس ذکر، مجالس برنج و شیر و شکر شده است و از زهد و عرفان و اسمای الهی در آنها خبری نیست؛ حرام‏خواری رایج و خالصان خوب کردار منزوی شده‏اند؛ نشانی از سلامت دین و درستی وجدان در ابنای زمانه دیده نمی‏شود؛ و... بخش عمده‏ای از مضمون و اندیشه در قصاید سنایی بر مدار انتقادات اجتماعی است. لبه تیز تیغ زبان او در اغلب موارد متوجه زراندوزان و حکام ظالم است. سنایی بارها با تصویر زندگی زاهدانه پیامبر و معصومین و صحابه و تأکید بر آن در قصایدشؤ سعی دارد جامعه آرمانی خود ـ که عرصه ظهور در واقعیت یدا کرده است ـ را نشان دهد. اندیشه زهد و عرفان نیز از مهمترین محورهای موضوعی در قصاید سنایی است. نکوهش دنیا، تفکر درباره مرگ، توصیه به گسستن از آرزوهای طولانی و بی‏حد و حصر، تذکر به خویشتن حقیقی آدمی، از مضامین رایج قصاید اوست:
ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده‏اند             از سربی‏حرمتی معروف منکر کرده‏اند                         شرع را یک سو نهادستند اندر خیر و شر                    قول بطلمیوس و جالینوس باور کرده‏اند       عالمان بی‏عمل از غایت حرص و امل                        خویشتن را سخره اصحاب لشکر کرده‏اند      خون چشم بیوگان است آن که در وقت صبوح                        مهتران دولت اندر جام ساغکرده‏اند.
اگر فردوسی و ناصرخسرو را استثنا کنیم، سنایی از اولین شاعران تفکر مدار تاریخ شعر فارسی است که با تزریق اندیشه عرفانی به کالبد شعرش، زمینه تحولی وسیع را در نگرش و شیوه فکر شاعران پس از خود به وجود می‏آورد و سایه سنگینش بر شعر فارسی تا چند قرن پس از او گسترده می‏شود. راهی که سنایی در پیش می‏گیرد، فقط منحصر به یک قالب نمی‏ماند؛ بلکه قدرت شاعر در به کارگیری الفاظ و تسلط او بر زبان شعر، همراه با اندیشه‏های بدیعی که دارد، به او این امکان را می‏دهد تا هم در غزل و هم در مثنوی و قصیده طرحی نو درافکند در صورتی که تا پیش از او، موضوع قصیده محدود به مدح پادشاهان و وابستگان درباری و احیاناً توصیفات طبیعی همچون بهاریه و خزاینه‏ها و... بود
و نمایندگان مشخص این نوع قصاید، شاعرانی همچون عنصری، فرخی و منوچهری بودند. غزل نیز در حوزه عشق مجاز و هوا و هوسهای زمینی محدود مانده بود و شاعران، وابستگان خاک بودند تا طایران افلاک. مثنوی حماسی با کار عظییم حکیم فردوسی تثبیت شده بود و به جز چند قصه منظوم عاشقانه، اثر سترگ دیگری در این قالب مجال ظهور نیافته و ظرفیت حقیقی آن هنوز ناشناخته بود.
شورش سنایی بر خویش، عین شورش او بر وضع موجود زمانه بود و تبعات این تحول و دگرگونی بی‏هیچ تصنع و تکلفی در آثار و اشعار او نمایان شد؛ وی از اولین شاعرانی بود که طرح مسائل اجتماعی و عرفانی و زهد و حکمت معنوی را در قصیده رایج کرد و در این کار، صاحب مقامی شامخ شد؛ طوری که هنوز بسیاری از قصاید او نمونه برتر قصاید اجتماعی، عارفانه و زاهدانه‏اند.
در حوزه غزل نیز سنایی پنجره اشراق و جذبه‏های معنوی را به روی آن گشود و غزل را زبان عشق و شور عارفانه کرد. سنایی در قالب مثنوی به بیان حکمت معنوی و نعمت پیامبر (ص) با نوعی بیان تمثیلی پرداخت که الهام بخش بسیاری از شاعران پس از خود، همچون خاقانی و نظامی و عطار و مولوی در سرودن مثنویهای حکمی و عرفانی شد. بیهوده نیست که خاقانی برای اثبات ارج و عظمت شعرش، خود را با سنایی مقایسه می‏کند و مدعی است که خلف شایسته سنایی است . زبان شعر سنایی در قصاید و مثنویهایش زبانی صلب و سخت است؛ چه هنگامی که لب به سخن حکیمانه باز می‏کند و چه زمانی که بر ریزه‏خواران خوان تملق برمی‏شورد. قصاید او چنان قلعه‏های باشکوهی هستند که تسخیر آنها از عهده هر پهلوانی برنمی‏آید و هم از این روی است که از انبوه شاعران عارف و غیر عارف تاریخ ادب فارسی فقط بعضی توانایی آن را داشته‏اند که رخنه‏ای در قلعه‏های او به وجود آورند و غنیمتی فراچنگ آرند. زبان قصاید او در عین استواری و استحکام، زیبایی و ویژگیهای زیبایی شناختی خاص خود را دارد. زبان حکمت، انتقاد و عشق است؛ و گاه در حکم تیغ برنده‏ای است که حتی خود شاعر نیز از گزند آن مصون نمی‏ماند و هنگامی که جنون شاعرانه او گل می‏کند، دیگر هیچ زنجیری را تاب آن نیست که او را مقید اوامر ملوکانه و اخلاق رایج آدمهای کمتر از متوسط نگهدارد. غزلیات سنایی به حکم مضمون عاششقانه‏ای که دارند، لطیفتر و قلندرانه ‏ترند؛ البته هنگام داوری درباره شعر سنایی همواره باید دو دوره فکری او را در نظر داشته باشیم؛ زیرا شعر او پیش از تحول و انقلاب درونی‏اش بیشتر با وضع موجود زمانه هماهنگ بود و او را شاعری مداح و مقلد محسوب می‏شد؛ اما پس از تحول درونی، شعر او نیز متحول، و تفکر و حکمت معنوی وجه ممیز و غالب شعر او شد.

نتیجه گیری

حکیم ابوالمجدود ثنای در اوائل نیمه دوم قرن پنجم هـ ق در غزنین به دنیا آمد و در همین شهر به تعلیم و تحصیل پرداخت. وی از بچه علاقه شدید به شعر شاعری داشت که در اثر تلاش های خسته گی ناپذیر به بهترین و والا ترین آرزو هایش رسید.

ثنای مثل همه شعرا به در بار روی آورد و آن هم به دربار غزنویان که در آغاز زندگی وی آمیخته با آلودگی های اهل دربار بود ولی در یک تحول عمیق که در زندگی وی رخ داد  او را به دنیای معنویت آشناه کرد . دانشمندان امروزی زندگی این شاعر نامدار و مادر زبان و ادب فارسی را به دو دوره مهم و اساسی تقسیمات نموده است .

1-   دوره اول دوره ای است که در دربار غزنویان به عیش و عشرت طلبی و مداحی سردمداران غزنوی سپری کرد و به فکر مقام منزلت و خوشگذرانی بود که دوره تاریک زندگی وی به شمار میرود زیرا که با سرودن قصاید در باره پادشاهان نا لایق وقت شان را به مصرف رساند اما چرخ گردون روزی چنان تغیراتی در زندگی ثنای بوجود آورد که به گفته دانشمندان 180 درجه تغیر نموده و آن هم از منفی به مثبت.

2-   دوره دوم و یا دوره اخیر عمرش که ازدربار رو گردانده و یک شخص زاهد، عالم، عارف و با تقوا بود کاملا عابد معبود واحد شد و از خوشگذرانی و مقام و منزلت دنیوی بیزاری جست وی اولین شاعری بود که شعر عرفان را داخل ادب فارسی کرد و لقب بنیان گذار شعر عرفانی در زبان دری نیز به ثنای داده شد. دوره های جوانی وی در شهر های هرات سرخس و نیشابور سپری شد و در ایام پیری در کنج خلوت و انزوای شاعرانه در شهر غزنین زندگی کرد تا بالاخره در سال 535 هـ ق و فات کرد و در غزنین به خاک سپرده شد .

ثنای آثار زیاد و گرانبهای منظوم از خود برای بشریت به جاه گذاشته است . که در قسمت بالا تشریح شد. اثار و اشعار ثنای دارای ویژگی های خواص بودند: توفند زده ، پرخاشگر و اغلبا در نکوهش دنیا و دنیا داری. و ثنای شاعر کاملا انتقاد جو و علاوه بر بیان درد های اجتماع یک شاعر اهل دین بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مأخذ

1-حکیم اقلیم عشق تألیف پروفسوری دبروین(ترجمه ی-مهیار علوی مقدم-محمد جواد مهدوی)چاپ اول سال 1378 آستان قدس رضوی

2-افق های شعر و اندیشه سنایی غزنوی تألیف سید محمد مهدی زرقانی چاپ اول سال 1378 نشر روزگار-چاپخانه دانشگاه الزهرا

3- هزار سال شعر فارسی-به انتخاب-جعفر ابراهیمی-احمد رضا احمدی-اسد اله شعبانی-سیروس طاهباز-چاپ دوم سال 1369 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

4-شکوه قصیده :گزیده ی سخن پارسی-به کوشش عبدالمحمد آیتی چاپ اول 1364 سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی